![]() |
![]() |
|
| نمایش شعر و داستان |
|
این ناچیز را تقدیم میکنم به گل احمد نطری آریانا دانشمند و نویسندۀ بزرگ افغانستان. طول عمر و صحت کامل ایشان آرزوی منست.
دشمن ما این روز ها فـــــرشته بلا مــیشود هـمه هر نطفه ای حلال خطـــا میشـــود همـه آنکـــو هـــزار قافله ای زر متاع اوست دستی دراز کـــرده گــدا میـــشود هـمه هـــر ناروا به مذهــــب و هر طــرح نابکار قانـــون مُلک گشـــته روا میشود هـمه زهری که قطره اش جهـانرا تــباه کند بهــــر عـــــلاج درد، دوا میشود همـه زاهد که غرق ذکر و ثنا گویی خلقت است انکار خــــویش کــرده، خــدا میشود همه ای یار ای عـــزیزترین شعـــر زندگــــی دیدی که دوست دشـــمن ما میــشود همه جهانمهر هروی ۲۲ جوزای ۱۳۸۸ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 20:42 توسط جهانمهر هروی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من نیمی از عمرم را برای تو فکر کردم... آنقدر که یکبار در غم و اندوه غروب کردم... حالا ای همدم من، اجازه بده که دوباره طلوع کنم... تا غروب دیگر باتو خواهم بود.
|
|
RSS
|